سديد الدين محمد عوفى
625
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خزيم بن نوفل به شمشير بر غلام حمله كرد و به يك ضربت او را از پاى درآورد . گفت : ليس عبد « 1 » بأخ لك . بنده برادر نشود . و اين كلمه « 2 » مثل شد و در عرب سائر گشت . سعيد از آن برنجيد و او را ملامت كرد . و گفت : غلام مرا بىگناه چرا كشتى ؟ گفت : انا اخاك و انا اساك « 3 » ؟ گفت : اى برادر من ترا مىآزمودم . آنگاه آن پرده از سر گوسفند برگرفت و گفت : من ترا امتحان مىكردم و دوستان را برين طرف پيش آوردم « 5 » مصراع « 6 » : ديدم همه را و آزمودم تو بهى « 7 » . اما بد كردى كه غلام را بكشتى . حريم گفت . سبق « 8 » السيف العذل تيغ بر ملامت پيشى « 9 » گرفت . پس ازين ملامت سود ندارد و اين دو « 10 » كلمه هم در عرب مثل گشت . و فايدهء اين حكايت آنست كه دوست آن بود « 11 » كه در سراء و ضراء و شدت و رخاء « 12 » دم موافقت زند كه آنان كه به طمع لقمهء نان و جرعهء شراب دم صفا زنند از راه معنى دشمنانند نه دوستان چنان كه گفتهاند . بيت نيست اندر قدح فلاح و فلح * دشمنانند دوستان قدح حكايت ( 4 ) يكى از لشكريان حكايت كرد كه وقتى من از شهر برفتم و اسبى راهوار « 13 » داشتم جامه و قماش نيكو « 14 » با خود همراه كرده
--> ( 1 ) - مپ 2 و بنياد : العبد ( 2 ) - متن : كلمات ( 3 ) - مپ 2 + گفت قضا كار خود را كرد ( 5 ) - مپ 2 : جمله دوستان را امتحان كردم ، مج : در امتحان دوستان اين طريق ( 6 ) - مج - مصراع ( 7 ) - مج : ديدم و آزمودم همه را تو بهى ( 8 ) - متن : سيف ( 9 ) - در نسخهها پيشه ، تصحيح قياسى است ( 10 ) - مپ 2 - دو ( 11 ) - متن - دوست آن بود ، مج : دوست آنست ( 12 ) - مپ 2 - و شدت و رخاء ( 13 ) - مپ + نيكو ( 14 ) - مپ 2 - نيكو